ضریب آفتابگیری (پنجره)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dزمان تابستانی
توضیح تکمیلی
(جلوکشیدن ساعات اداری برای استفاده از روشنایی روز در تابستان) [اصطلاح آمریکایی]
روز، روزهنگام
توضیح تکمیلی
(مدت میان سپیدهدم و غروب آفتاب)
تصادف در هنگام روز
قابلیت دید در روز
دید در روز
خیرهکنندگی، درخشش، نور خیره کننده، چشم را زدن، خیره کردن
یخزدایی
مواد شیمیایی یخزدا
نمک یخزدا
مرده، پژمرده، خشکیده، آرام، بیحرکت، محض، مطلق، خراب، بیمصرف، از کار افتاده
بنبست، بدون مفر
ایستگاه بنبست (راهآهن)
خیابان بنبست
محور راکد، محور ثابت
توضیح تکمیلی
(محوری که به چرخ متصل است، اما دارای نیروی محرکه نمیباشد.)
بنبست، راه غیرقابل عبور، راه منتهی به بنبست، کوچه بنبست، خیابان بنبست، مسیر بدون خروجی، راه بنبست [اصطلاح آمریکایی]