دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۴۸۱ مدخل · حرف D
پاک کردن فیلترها ×

زمان تابستانی

توضیح تکمیلی

(جلوکشیدن ساعات اداری برای استفاده از روشنایی روز در تابستان) [اصطلاح آمریکایی]

مرده، پژمرده، خشکیده، آرام، بی‌حرکت، محض، مطلق، خراب، بی‌مصرف، از کار افتاده

محور راکد، محور ثابت

توضیح تکمیلی

(محوری که به چرخ متصل است، اما دارای نیروی محرکه نمی‌باشد.)

بن‌بست، راه غیرقابل عبور، راه منتهی به بن‌بست، کوچه بن‌بست، خیابان بن‌بست، مسیر بدون خروجی، راه بن‌بست [اصطلاح آمریکایی]