مدیر کل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gشرایط عمومی (پیمان)
پیمانکار اصلی
مخارج عمومی
منفعت عامه
روشنایی عمومی، نورپردازی کلی
مدیر کل
مدیر کل
سطح کلی سروصدا
پزشک عمومی
اصول کلی، اصول عمومی
کلیات، مواد عمومی، شرایط عمومی (قرارداد)
موضوع کلی
شرایط عمومی، شرایط کلی
تعمیم دادن، عمومیت بخشیدن، عمومیت دادن، نتیجه کلی گرفتن، جمعبندی کردن، رواج دادن، انتشار دادن، عمومی کردن، همگانی ساختن
عمومی، همگانی، کلی، عام، رایج، شایع