ناودان، لوله ناودان (بام)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rبارانی، پرباران، بارانزا، بارانخیز
فصل بارانی، فصل پرباران
بالا بردن، بلند کردن، بیرون آوردن، بالا آوردن، بالا کشیدن، برافراشتن، به هوا بلند کردن (گردوخاک)، افزایش دادن، اضافه کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، پیشآوردن، مطرح کردن، پرورش دادن، تولید کردن
بالا آمده، برجسته، برآمده
جزیره بالا آمده، جزیره برآمده
تقاطع بالا آمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع
جدول مرتفع، جدول بالا آمده (نسبت به سطح خیابان)
علامت برجسته روی روسازی (مثل گل میخ) [اصطلاح آمریکایی]
راه مرتفع، راه بالا آمده
نواره، برجسته
شیب، میل (افقی، قائم)، شنکش، شیار، خطسیر، با شنکش صاف کردن، با شنکش بیرون آوردن
گشتن، چرخیدن، گردش کردن، قدم زدن، پیادهروی کردن
بینقشه، در هم بر هم، (ساختمان، خیابان، شهر)، گردش، پیادهروی
بتن کوبیده
تخماق، کوبه، زمینکوب، شمعکوب