لاستیک ترکیده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bدوبه لوله خاک کنی
اتوبوس، اتوبوس سوار شدن، با اتوبوس بردن
اتوبوس مفصلی، اتوبوس آکاردئونی
اتوبوس با سقف کوتاه
اتوبوس بینشهری
اتوبوس دو طبقه
اتوبوس برقی
به جز اتوبوس، به استثنای اتوبوس
اتوبوس سریعالسیر
علامت دادن برای توقف اتوبوس (جهت سوار شدن)
اتوبوس با ظرفیت بالا
اتوبوس با ظرفیت متوسط
اتوبوس شهری
اتوبوس (با حرکت) زمانبندی شده
اتوبوس مدرسه