شرکت حملونقل عمومی، گاراژدار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cحقوق عرفی، عرف، عرف عام
لگاریتم پایه 10، لگاریتم معمولی
بازار مشترک
ارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن، ارتباط داشتن، منتقل کردن، انتقال دادن، اطلاع دادن، رساندن (پیام، اطلاعات)
ارتباط با راننده
انتقال، رساندن، ارتباط، رابطه، تماس، اطلاع، اطلاعیه، وسیله ارتباط
ارتباط کابلی
ارتباط رایانهای
ارتباط دادهها [کامپیوتر]
ارتباط رادیویی
ارتباط از طریق تلفن بیسیم (تلفن رادیویی)
برقراری مجدد ارتباط
ارتباط ماهوارهای
قطع ارتباط
ارتباط بین وسایل نقلیه