معطر سازی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aترتیب، آرایش، نظم، تنظیم، اصلاح، آمایش، آمادهسازی تدارک
ترتیب مرحلهبندی [چراغهای راهنمایی]
ترتیب لایه ها
آرایش (طرز قرارگیری) چراغها
آرایه دادهها
آرایه تک بعدی
آرایه یک طرفه
آرایه سه بعدی
آرایه دو بعدی
آرایه دو طفه
آرایه، بردار [اعداد]
جزء آرایه، المان آرایه
ردیف دوربینها
بدهی نکول شده / دیون معوقه
توضیح تکمیلی
مبلغی از اقساط اجاره که در سر رسیدهای تعیین شده ، پرداخت نشده است.
بهره معوقه، بهره استمهالی