پرش اسکی، جهش اسکی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sتلهاسکی، بالابر برای اسکیبازان
سرش، لغزش، لغزیدن، سُر خوردن، لیز خوردن، سُریدن
خطر لغزندگی، خطر سُر خوردن
توضیح تکمیلی
(هر گونه شرایطی که هنگام خیس بودن سطح آسفالت به لغزشی و لیز شدن آن کمک میکند.)
اثر به جا مانده از لغزش، علامت سُر خوردن، خط ترمز
مقاومت لغزشی
بازیابی (احیا) مقاومت لغزشی
آزمایش مقاومت لغزشی
دستگاه سیار (قابل حمل) آزمایش مقاومت لغزشی (SRT)
یدک اندازهگیری لغزش
توضیح تکمیلی
(دستگاه اندازهگیری لغزش که توسط وسیله نقلیه یدک کشیده میشود.)
لغزش
مهارت، قابلیت، تسلط [راننده]
پوست، پوستی، جلدی، غلاف، پوسته، پوشش، روکش، رویه
اصطکاک جداری منفی، اصطکاک سطحی منفی
پرش، جست، کانتینر نخاله، ظرف نخاله، جای زباله، پریدن، جهیدن، چیزی را از قلم انداختن، چشم پوشیدن، صرف نظر کردن، حذف کردن، کنار گذاشتن
نوعی محفظه روباز بزرگ مخصوص نگهداری مصالح ساختمانی یا جابجایی و دفع نخالههای ساختمانی که میتواند توسط یک وسیله نقلیه جادهای (کامیون) حمل شود.