دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۱۹۸ مدخل · حرف P
پاک کردن فیلترها ×

(مربوط به) کارشناسی ارشد، فوق لیسانس، دکتری، (تحصیلات) تکمیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشجوی فوق لیسانس، دانشجوی دکتری

اصل موضوع، اصل مسلم، اصل مفروض، فرض مسلم، شرط لازم، لازمه، مسلم فرض کردن، بدیهی فرض کردن،‌ اصل قرار دادن، فرض کردن، درخواست کردن، تقاضا کردن

بالقوه، ممکن، احتمالی، نهانی، امکان، امکان بالقوه، استعداد، ظرفیت، توانایی، پتانسیل

هزینه (مالیات) دریافتی بر اساس وزن اندازه‌گیری شده (به پوند)، هزینه نگهداری در پارکینگ پلیس

ریختن، سرازیر کردن، جاری ساختن، باریدن (باران)، سرازیر شدن، هجوم آوردن (مردم)