ردیف دوربینها
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبدهی نکول شده / دیون معوقه
توضیح تکمیلی
مبلغی از اقساط اجاره که در سر رسیدهای تعیین شده ، پرداخت نشده است.
بهره معوقه، بهره استمهالی
تاقدیس تکامل نیافته
بستر نگهدارنده
ورود، آمدن، رسیدن
ورود اتوبوس، رسیدن اتوبوس
ورود، رسیدن [مسافرین]
عناصر ورودی
اطلاعات در مورد ورودها (رسیدنها)، اطلاعات ورود
توضیح تکمیلی
(اطلاعات مربوط به ساعت ورود وسایل نقلیه مانند اتوبوس، قطار، هواپیما به ترمینال)
میزان ورود، نرخ ورود
پیکان، فلش
چراغ (نور) به شکل فلش
تابلو به شکل فلش (پیکان)، تابلوی پیکانی
پیکان (فلش) نشاندهنده دوراهی
پیکان (فلش) تعیین کننده مسیر