پیکان (فلش) سبز گردش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aپیکان (فلش) مشخصکننده خط عبوری
پیکان روشن، فلش نورانی
پیکان (فلش) خط کشی شده (روی سطح راه)
پیکان (فلش) گردش به راست [اصطلاح آمریکایی]
پیکان (فلش) انتخاب خط عبوری (مسیر)
پیکان (فلش) راه خروجی
توضیح تکمیلی
(فلش مایل نشاندهنده مسیر خروجی)
خط کشی به صورت فلش نشاندهنده گردش (دور زدن)
پیکان (فلش) گردش (به چپ یا به راست)
پیکان اخطار، فلش هشدار، فلش آگاهکننده
عدسی پیکاندار (چراغ راهنمایی)
خط کشی به صورت فلش
توضیح تکمیلی
(روی سطح راه با رنگ)
چراغ راهنمایی به شکل فلش
چراغ راهنمایی به شکل فلش سبز گردش
هنر، مهارت، فن
بالاترین سطح پیشرفت (علم، تکنیک، وسیله) در هر مقطع زمان، طبق آخرین پیشرفتها