بتنریزی، ریختن بتن (در قالب)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pپودر، گَرد
پودری، پودریشکل، به شکل پودر
برف پودری، گَرد برف
خاک گَردمانند، خاک پودری
قدرت، توان، توانایی، نیرو، زور، قوت، قوه، اختیار، انرژی، نیرو (باد، برق و ...)، برق، الکتریسیته، توان، نما (ریاضی)، برقی، الکتریکی، موتوری، به حرکت در آوردن، به کار انداختن، با سرعت کار کردن
فرمان هیدرولیک
قدرت ترمزگیری
واگذاری اختیار، تفویض اختیار، تفویض قدرت
مازاد نیرو، فراوانی نیرو
قدرت اجرایی
توان تراکم بالا
قوه قضایی
قوه قانونگذاری، قوه مقننه
میزان انرژی تابشی
قدرت حلالیت، قدرت تفکیک