آهک کشته، آهک شکفته
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sسنگلوح، تختهسنگ، آردواز
برده، بنده، مطیع، غلام، سخت کار کردن، جان کندن، زحمت کشیدن
کنترل کننده، تابع، کنترل کننده فرعی
ایستگاه تابع، ایستگاه فرعی
سورتمه ضربهای
خواب، خواب رفتن، خوابیدن
خوابآلودگی
سرعتگیر [اصطلاح آمریکایی]
برف و باران، برفابه
غلاف (بتن مسلح)، بوشن (لولهکشی)
بلند و باریک، کشیده، بلند و نازک
لاغری، باریکی
چرخیدن، چرخ زدن، لیز خوردن، سُر خوردن، چرخاندن
چرخیدن (به دور خود)
لغزش، لغزه، سُر، سُرش، اسلاید، افت، سقوط، نزول، سُر خوردن، لغزیدن، لیز خوردن، پایین آمدن، سقوط کردن، افت داشتن