فرم گردآوری شده، فرم تنظیم شده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cمؤلف، گردآورنده، تدوین کننده، تنظیم کننده
برنامه گردآوری
شکایت، گله، اظهار نارضایتی، اظهار ناخشنودی
شکایت علیه سروصدا
زاویه مکمل
کامل، انجام یافته، تمام شده، کامل کردن، تکمیل کردن، به انجام رساندن، به اوج رساندن
ترک کامل، شکستگی
انجام، اتمام (کار، قرارداد)، تکمیل، پایان
تاریخ تکمیل واقعی
اتمام کارها، تکمیل کارها
گزارش تکمیل پروژه
زمان تکمیل پروژه، زمان پایان کار
پیچیده، دشوار، سخت، مجموعه، مجتمع
مجتمع صنعتی
مجتمع آموزشی