پیشساخته
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pبتن پیشساخته
بلوک بتنی پیشساخته
دال بتنی پیشساخته
شمع پیشساخته
بتن مسلح پیشساخته
روسازی با دال پیشساخته
محدوده، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، بخش، (محوطه) اطراف، دور و بر، حوالی
منطقه مخصوص عابر پیاده
لبه پرتگاه
رسوب، تهنشست، بارش، بارندگی، ناگهانی، غیر منتظره، تسریع کردن، سرعت بخشیدن، پیش انداختن، جلو انداختن، پیش راندن، رسوب کردن، تهنشین شدن
شتاب، شتابزدگی، رسوب، تهنشست، بارندگی، بارش، میزان بارندگی
ارتفاع بارش، میزان بارش
اندازهگیری میزان بارش، بارانسنجی
دقت، وضوح، روشنی، دقیق
دقت یک دستگاه