دقت آزمایشها
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pمصالح سنگ شکسته پیشاندود
پیشاندود
توضیح تکمیلی
(اندود نمودن سنگدانهها با چسبانندههای قیری قبل از استفاده)
از پیش تعیین کردن، از پیش معین کردن
از پیش تعیین شده، از پیش معلوم شده، از پیش مشخص شده، از پیش برنامهریزی شده
طرح از پیش تعیین شده
ترتیب از پیش تعیین شده فازها
پیشبینی، پیشگویی
پیشبینی (میزان) مالکیت خودرو
پیشبینی تأخیر
پیشبینی عملکرد
پیشبینی کوتاهمدت
پیشبینی ترافیک
پیشبینی سفر
مدل پیشبینی
پیشی جستن، پیشدستی کردن، اشغال کردن، تصرف کردن، جلوگیری کردن، مانع شدن، سد ایجاد کردن