بالاست، وزنه تعادل (در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
توضیح تکمیلی
(در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
بالاست، وزنه تعادل (در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
(در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
میل مهار، کش مهار (بتن)، بست آهنی، میله بست (راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) راهبنددار، تقاطع همسطح دارای مستحفظ
دهانه، پیشآمدگی (سازه)، تاقچه، تاق نما (معماری)، مخزن پشت آبگیر، سکو (راهآهن)، پهلوگاه
نیمه یدک (نیمه تریلر)، دو مُدی
(نوعی نیمه تریلر که با اضافه کردن بوژی به آن، میتواند روی ریل راهآهن حرکت کند.) [ریل ـ راه]
واگن مسقف
(عبارت است از واگن باری مسقف راهآهن که دارای دیواره نیز میباشد.)
پل راهآهن