غذادهنده، تغذیهکننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راهآهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسینتایج جستجو
۳ مدخل برای «راهآهن» · حرف Fشاخه فرعی راه یا راهآهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)
واگن باری مسطح
توضیح تکمیلی
(عبارت است از واگن باری راهآهن فاقد دیواره و سقف)