اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازهگیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راهآهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآورده کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسینتایج جستجو
۱۰ مدخل برای «راهآهن» · حرف Gدر، دروازه، مدخل، محل ورود و خروج (پایانه اتوبوس، فرودگاه و ...)، تیر راهبند (راهآهن)، دریچه (کانال، بند و ...)، دریچه (هیدرولیک)
راهبند در تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) دارای راهبند
اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازهگیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راهآهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآوردن کردن
حداکثر ابعاد یک وسیله نقلیه ریلی، میله کنترل ارتفاع بار (راهآهن)
عرض خط (راهآهن)
خط باریک راهآهن، خط کم عرض راهآهن
بالاست شنی، زیربنای شنی (راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) حفاظدار