باربری، حملونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسینتایج جستجو
۱۰ مدخل برای «freight» · حرف Fواگن باری
ترابری کالا، ارسال کالا
هواپیمای باربری، هواپیمای باربر
نرخ کرایه
پایانه باربری، ترمینال بار
ترافیک کالا
قطار باری، ترن باری
حملونقل بار
کشتی باری، هواپیمای باری، فرستنده، ترابر (کالا)