دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

نتایج جستجو

۲۱ مدخل برای «freight»
پاک کردن فیلترها ×

باربری، حمل‌ونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)

کرایه برگشت

توضیح تکمیلی

(کرایه بازگرداندن کالا به مقصد پس از عبور از مقصد)