افق C (مصالح مادر دست نخوردهای که نیمرخ خاک فوقانی از آن به وجود آمده است.)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف CC C
تاکسی، درشکه، کالسکه کرایهای، اتاقک راننده (کامیون، تراکتور و ...)
اتاقک راننده کامیون
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
قفسه، محفظه، کابینه، هیأت وزیران، هیأت دولت
جعبه کنترل
محفظه (جعبه) دستگاه کنترل چراغ راهنمایی
وزیر دولت، وزیر کابینه
کابل (برق)، سیم، طناب، مفتول
طول کابل
بست کابل
کابل
پل طرهای کابلی، پل ترکهای
کابل زیرزمینی، کابل مدفون
کابل الکتریکی