G G
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gگابرو، سنگ درشتدانه آذرین و قلیایی
تورسنگ، سبد سنگ، گابیون
اندازه، درجه، مقیاس، اشل، پیمانه، قطر، ضخامت، عرض، مقیاس، معیار، وسیله اندازهگیری، حد، وسعت، مقدار، میزان، ظرفیت، عیار شمشه (بنایی)، فاصله دو ریل (راهآهن)، مدرج کردن، اندازه گرفتن، تخمین زدن، برآورده کردن
سود، منفعت، بهره، نفع، صرفه، استفاده، فایده، حاصل، افزایش، ازدیاد، کسب، تحصیل، دستیابی، ترقی، پیشرفت، به دست آوردن، کسب کردن، حاصل کردن، افزودن، زیاد کردن، اضافه کردن، جلو افتادن، پیشرفت کردن، بهتر شدن، بهبود یافتن
ترقی بهای سرمایه، افزایش ارزش سرمایه، اضافه ارزش سرمایه، سود سرمایه
بهره اقتصادی
تابلوی (علامت) اضافه شدن تعداد خطوط عبوری
توفان، تندباد، باد شدید
دالان، دهلیز، راهرو، معبر، نقب اصلی، گالری، تونل بازدید
کنارگذر زیرزمینی، تونل فرعی، تونل زیرگذر
محل عبور کابل
تونل ارتباطی، گالری ارتباطی
راهروی کم کردن فشار، دالان کاهش فشار
مجرای زهکشی، دالان زهکشی
دالان بازرسی، راهروی بازرسی، گالری بازدید