O O
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oدرخت بلوط، چوب بلوط، از چوب بلوط
اطاعت کردن، تمکین کردن، فرمانبرداری کردن، اجرا کردن، عمل کردن (دستور)
شیء، چیز، موضوع، اسباب، قصد، نیت، هدف، منظور، غایت، اعتراض کردن، مخالفت کردن، مخالف بودن، اعتراض داشتن
منصفانه، بیطرفانه، عادلانه، برونگرایانه، منصف، بیطرف، عینی، واقعی، خارج از ذهن، هدف، غایت
ریسک واقعی، ریسک عینی
مقاصد، اهداف
مدیریت مطابق با (مبتنی بر) اهداف
ملزم کردن، موظف ساختن، واداشتن، مقید کردن
الزام، قید، وظیفه، تعهد، دین، اجبار
اجباری، الزامی
تابلوی اجبار، تابلوی الزام
مورب، اریب، کج، مایل، غیر مستقیم، ضمنی
ترک اریب (مایل)
مقطع مایل (نقشهکشی)
نواره اریب، راه راه مورب