P P
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pگام، قدم، سرعت، آهنگ، شتاب (حرکت، پیشرفت)، با قدم اندازه گرفتن، قدم کردن، قدم زدن، گام زدن
سرعت پیادهروی
بسته، کولهپشتی، پاکت، جعبه، بستن، پیچیدن، داخل جعبه گذاشتن، داخل پاکت گذاشتن، انباشتن، پر کردن، بار خود را بستن، چمدان خود را بستن
بسته، پاکت، جعبه، قوطی، صندوق، (معامله)، یکجا، (معامله) چکی، بسته نرمافزاری (کامپیوتر)
بسته کاربردی
بسته کاربردی
(طرز) بستهبندی، وسایل بستهبندی، کاغذ بستهبندی
بالشتک (برای جلوگیری از فرسایش و اصطکاک)، لایی، زیرسری، محوطه پرواز (فرودگاه)، بالشتک گذاشتن، لایی گذاشتن، پر کردن
لنت ترمز
مصالح پرکننده [ایمنی]
صفحه، برگ، ورق (کاغذ)، شمارهگذاری کردن، شماره صفحه گذاشتن، ترتیب صفحات را مشخص کردن، صفحهبندی کردن
دستمزدی، پولی، با حقوق
کرایه حمل پرداخته شده
توضیح تکمیلی
(محمولهای که کرایه حمل آن در مبدأ پرداخت شده است.)
رنگ، رنگ زدن، نقاشی کردن، ترسیم کردن، تصویر کردن
لایه رنگ