تیغه V شکل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف VV V
خالی (اتاق، جا و ...)، بلاتصدی، بیمتصدی (پُست، مقام)، آزاد (وقت)
قطعه زمین خالی، زمین بایر [اصطلاح آمریکایی]
زمین خالی، زمین بایر
جای خالی
تعطیلات، تعطیلی، مرخصی، تخلیه
مسافر، توریست
خلأ، جای خالی، جارو برقی، جارو برقی زدن، جارو برقی کشیدن، با جارو برقی تمیز کردن
جارو برقی
بتن مکیده، بتن بیهوا
قالب مکنده (بتن)
لامپ خلأ
ظرفیت، والانس
معتبر ساختن، اعتبار قانونی بخشیدن، اعتبار بخشیدن، قانونی کردن، تصدیق کردن (امضا)، ثابت کردن، تأیید کردن (فکر، ایده)
معتبرسازی، اعتباربخشی، تصدیق، تأیید، اثبات