واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

go

نیرو، انرژی، قوت، تحرک، جنب‌و جوش، حرکت، تلاش، سعی، ماجرا، پیشامد، اوضاع، رفتن، روانه شدن، رهسپار شدن، قرارگرفتن، جا گرفتن، امتداد یافتن، امتداد پیدا کردن، گردیدن، کار کردن، به حرکت در آمدن، راه افتاده، به سر بردن، روزگار گذراندن، پیش رفتن، لغو شدن (قانون)، پریدن، سوختن (فیوز)، کاهش یافتن، ضعیف شدن، رایج بودن، رواج داشتن، مردن، تمام شدن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
go
معادل فارسی
نیرو، انرژی، قوت، تحرک، جنب‌و جوش، حرکت، تلاش، سعی، ماجرا، پیشامد، اوضاع، رفتن، روانه شدن، رهسپار شدن، قرارگرفتن، جا گرفتن، امتداد یافتن، امتداد پیدا کردن، گردیدن، کار کردن، به حرکت در آمدن، راه افتاده، به سر بردن، روزگار گذراندن، پیش رفتن، لغو شدن (قانون)، پریدن، سوختن (فیوز)، کاهش یافتن، ضعیف شدن، رایج بودن، رواج داشتن، مردن، تمام شدن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)