معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- grade
- معادل فارسی
- درجه، رتبه، مرتبه، پایه، مقام، رده، طبقه (مصالح)، شیب، تراز، رقوم (زمین)، سطح نهایی (کارهای خاکی)، درجهبندی کردن، طبقهبندی کردن، مدرج کردن، به تدریج تغییر دادن، هموار کردن، صاف کردن، شیب را کم کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)