معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- green
- معادل فارسی
- سبز، سرسبز، کال، نارس، تازه، چمن، سبزه، چمنزار، علفزار، زمین چمن، عضو حزب سبز، طرفدار محیط، زیست، سرسبز کردن، فضای سبز ایجاد کردن، به محیط زیست توجه نشان دادن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)