معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- ground
- معادل فارسی
- زمین، ناحیه، خطه، خاک، محوطه، میدان، تهنشین، رسوب، دلیل، دلایل، موجب، زمینه، اتصال زمین (در آمریکا)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)