معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- hard
- معادل فارسی
- سفت، سخت، محکم، دشوار، مشکل، کور (گره)، سختکوش، پرتلاش، سختگیر، جدی، سرد، خشن، شدید (باد)، تند (نور)، زننده (رنگ)، با اشکال، با زحمت، با تلاش زیاد، با درد سر
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)