واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

head

سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
head
معادل فارسی
سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)