معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- head
- معادل فارسی
- سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)