معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- hold
- معادل فارسی
- گیر، گیرش، نحوه گرفتن، قدرت گرفتن، نفوذ، تسلط، تأثیر، گرفتن، نگه داشتن، کنترل کردن، مانع شدن، بازداشتن، تاب آوردن، تحمل کردن، گنجایش داشتن، در خود جا دادن، جلب کردن (توجه)، اعتقاد داشتن، فکر کردن، به حساب آوردن، دفاع کردن، تصرف کردن، برگزار کردن، برپا کردن، دوام آوردن، تاب آوردن، پایدار بودن، ادامه پیدا کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)