معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- index
- معادل فارسی
- شاخص، نشانه، نماینده، شاخصگذاری، عقربه، فهرست (راهنما)، نمایه، تعدیل کردن، متعادل کردن، شاخصگذاری کردن، فهرست تهیه کردن، در فهرست آوردن، فهرست کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)