معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- interrupt
- معادل فارسی
- قطع کردن، پاره کردن، گسیختن، بریدن، متوقف کردن، دچار وقفه کردن، مانع شدن، سد کردن، مانع کار شدن، مزاحم شدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)