معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- judge
- معادل فارسی
- قاضی، دادرس، داور، کارشناس، خبره، قضاوت کردن، داوری کردن، دادرسی کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)