واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

mass

مقدار زیاد، توده، انبوه، کپه، ازدحام، توده مردم، جماعت، عامه، عوام، همگانی، دسته‌جمعی، گروهی، وسیع، کلان، جرم (فیزیک)، کپه کردن، کپه شدن، توده کردن، توده شدن، روی هم انباشتن، جمع کردن، جمع شدن، متمرکز کردن، متمرکز شدن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
mass
معادل فارسی
مقدار زیاد، توده، انبوه، کپه، ازدحام، توده مردم، جماعت، عامه، عوام، همگانی، دسته‌جمعی، گروهی، وسیع، کلان، جرم (فیزیک)، کپه کردن، کپه شدن، توده کردن، توده شدن، روی هم انباشتن، جمع کردن، جمع شدن، متمرکز کردن، متمرکز شدن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)