معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- master a/
- معادل فارسی
- رییس، کارفرما، استاد، ناخدا، کاپیتان، معلم، فوق لیسانس، کارشناسی ارشد، اصلی، عمده، مهمترین، نسخه اصلی، کپی اصلی، مسلط شدن، تسلط یافتن، کنترل کردن، مهار کردن، غلبه کردن، تبحر یافتن، متبحر شدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)