معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- mean
- معادل فارسی
- متوسط، میانگین، حد وسط، معدل، حقیر، پَست، کممایه، پیشپاافتاده، نشانه بودن، معنی را رساندن، دلالت کردن، منتهی شدن، معنی دادن، قصد داشتن، خواستن، اهمیت داشتن، مهم بودن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)