واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

measure

اندازه، مقدار، میزان، مقیاس، معیار، معیار اندازه‌گیری، مقیاس اندازه‌گیری، وسیله اندازه‌گیری، پیمانه، ملاک، محک، لایحه (مجلس)، اقدام، تمهید، تدبیر، طرح، ‌برنامه، اندازه‌گیری کردن، اندازه گرفتن، پیمانه کردن، ارزیابی کردن، برآورد کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
measure
معادل فارسی
اندازه، مقدار، میزان، مقیاس، معیار، معیار اندازه‌گیری، مقیاس اندازه‌گیری، وسیله اندازه‌گیری، پیمانه، ملاک، محک، لایحه (مجلس)، اقدام، تمهید، تدبیر، طرح، ‌برنامه، اندازه‌گیری کردن، اندازه گرفتن، پیمانه کردن، ارزیابی کردن، برآورد کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)