معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- moor
- معادل فارسی
- خلنگزار، بوتهزار، دشت، شکارگاه، مهار کردن، بستن، به اسکله بستن، لنگر انداختن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)