معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- observer
- معادل فارسی
- مشاهدهکننده، ناظر، بیننده، رعایتکننده، مراعاتکننده
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)