معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- order
- معادل فارسی
- نظم، ترتیب، سامان، انضباط، دستور، فرمان، امر، حکم، سفارش، کالای سفارشی (بازرگانی)، حواله، حوالهکرد (مالی)، دستورجلسه، دستورکار، دستور دادن، امر کردن، حکم دادن، سفارش دادن، نظم و ترتیب دادن، سامان دادن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)