واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

race

مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسب‌دوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشت‌سر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
race
معادل فارسی
مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسب‌دوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشت‌سر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)