معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- rate
- معادل فارسی
- نرخ، آهنگ، نسبت، معیار، میزان، اندازه، درجه، مرتبه، پایه، دستمزد، قیمت، تعرفه، بها، سرعت، شتاب، مالیات، عوارض شهرداری (خانه، زمین و ...)، به حساب آوردن، به شمار آوردن، بها دادن، ارزشمند قلمداد کردن، تخمین زدن، برآورد کردن، ارزیابی کردن، شمردن، نرخ بستن، نرخ مالیات تعیین کردن، به حساب آمدن، به شمار آمدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)