معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- regulatory
- معادل فارسی
- تنظیمکننده، منظمکننده، کنترلکننده، نظمدهنده، ناظر (شخص)، نظارتی (تمهیدات، شرایط)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)