معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- represent
- معادل فارسی
- نمایش دادن، ترسیم کردن، مجسم کردن، معرفی کردن، ارایه ک ردن، بیان کردن، نماینده بودن، دلالت داشتن، معرف بودن، نتیجه بودن، ثمره بودن، حاکی بودن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)