معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- rest
- معادل فارسی
- استراحت، رفع خستگی، فراغت، تکیه، تکیهگاه، بقیه، باقی، باقیمانده، مانده، تتمه، استراحت کردن، آسودن، خستگی در کردن، آرام گرفتن، راحت شدن، مسکوت ماندن، ختم شدن، خاتمه یافتن، استراحت دادن، راحت گذاشتن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)