معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- riding
- معادل فارسی
- سوار، سواره، سواری، سفری، اسبسواری، سوارکاری، بخش، بلوک (در بریتانیا)، حوزه انتخابی (در کانادا)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)