واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

rule

قاعده، اصل، قانون، دستور، رسم،‌ آیین، عرف، قدرت، نفوذ، خط‌کش، متر، شمشه، اندازه‌گیر، خط مستقیم، جکومت کردن، فرمان راندن، حکم صادر کردن، تسلط داشتن، غلبه کردن، خط‌کشی کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
rule
معادل فارسی
قاعده، اصل، قانون، دستور، رسم،‌ آیین، عرف، قدرت، نفوذ، خط‌کش، متر، شمشه، اندازه‌گیر، خط مستقیم، جکومت کردن، فرمان راندن، حکم صادر کردن، تسلط داشتن، غلبه کردن، خط‌کشی کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)