معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- run
- معادل فارسی
- دو، فرار، سواری، گردش، چرخ، گشت، دور، سفر، فاصله، مسافت، مسیر، راه، قدم پله، پهنای پله، طول پلکان، دویدن، فراز کردن، شتافتن، حرکت کردن (قطار، اتوبوس)، کار کردن، راه افتادن، (با ماشین) رفتن، اداره کردن، چرخاندن، برگزار کردن، ارایه کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)